آثار و برکات خدمت رسانى

آثار و برکات خدمت رسانى
هر چیزى ثمره و برکاتى دارد که علت غایى آن شى‏ء محسوب مى‏شود و امر خدمت رسانى نیز از این قاعده مستثنى نمى‏باشد. برخى ثمرات مهم این موضوع را که در آموزه‏هاى دینى و احادیث نورانى چهارده معصوم نیز به آن ها اشاره شده، بر مى‏شماریم:

1. نصرت و یارى خداوند
قال رسول اللّه (صلى الله علیه و آله): «ما مِنْ مؤمِنِ یَنْصُرُ اَخاهَ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلى نُصْرَتِهِ اِلاّ وَ نَصَرَهُ اللّه فى الدُّنیا و الآخِرة»؛ «مؤمنى نیست که توان یارى برادر مؤمن خود را دارد و بدان قیام مى‏کند مگر این که خداوند در دنیا و آخرت او را یارى مى‏دهد.»

چون بندگان خدا به منزله عیال او مى‏باشند و دل مؤمن محل کرسى او و رضایت مؤمنان رضایت خداوند است، از این رو کسى که به نیازمندان کمک کند در مقابل از باب «هَل جَزاءُ الاِحْسانِ الاّ الاحسان» خداوند هم خودش به این خدمت رسان کمک خواهد کرد.

پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) نیز مى‏فرماید: «انّ اللّه فى عونِ الْعَبْدِ مادام العبد فى عَوْن اَخیهِ»، «خداوند متعال دنبال کمک بنده‏اش است مادامى که او به دنبال کمک به برادر دینى خود باشد.»

پس هر کسى بخواهد خداوند به او کمک کرده و دست او را بگیرد، یا دست و زبان و قلم او را مفید قرار دهد، براى خدا به مردم در عرصه‏هاى مختلف، خدمت رسانى کند. امام خمینى «ره» در این زمینه مى‏فرماید: «عمده در افعال انسان و در آلاتى که انسان درست مى‏کند و در علم و دانش، غایات است، آن چیزهایى است که براى آن چیزها قلم‏ها وجود پیدا کرده است، مسلسل‏ها وجود پیدا کرده است؛ علم و دانش وجود پیدا کرده است، اگر غایات و مقاصد و آن چیزهایى که براى او این‏ها وجود پیدا کرده است، الهى باشد هم قلم و هم مسلسل و هم علم و دانش و هم هر عملى ارزش پیدا مى‏کنند؛ ارزش الهى. ارزش قلم به غایتى است که براى او قلم زده مى‏شود. ارزش مسلسل هم به غایتى است که براى او مسلسل کشیده مى‏شود. اگر این ارزش غایى نباشد و اگر آن مقصد، مقصد انسانى و الهى نباشد، نه مسلسل آلتى است که به درد بخورد و نه قلم. [البته] خطر قلم بیشتر از مسلسل است و خطر بیان بیشتر از توپ و تانک است و خطر علم بیشتر از همه این‏ها است. لکن اگر به خدمت خلق باشد، تمام این‏ها ارزش پیدا مى‏کند.»

2. خشنودى پیامبر (صلى الله علیه و آله):
از آن جایى که پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) پدر مهربان امت اسلامى است و همیشه نشاط و شادابى و سعادت آنان را مى‏خواهد، هر کسى در این جهت خدمتى انجام دهد و مؤمنان را مسرور سازد آن حضرت (صلى الله علیه و آله) را خشنود ساخته است، که خودش فرمود: «تنافسوا فى المعروف لاخوانکم و کونوا من اهله... ثم قال و اللّهِ لَرسول اللّه اَسَرُّ بِحاجَةِ المؤمنِ اذا اُوصِلَتْ الیه من صاحِبِ الحاجة»؛ «در کارهاى خیر، نسبت به یکدیگر سبقت گیرید و اهل نیکى باشید، سپس فرمود: به خدا قسم پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) از خود اهل حاجت، در صورتى که حاجت او برآورده شود، بیشتر خوشحال مى‏شود.»

3. شفاعت پیامبر (صلى الله علیه و آله):
خدمت رسانى به ذریه و فرزندان پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) سبب شفاعت آن حضرت در روز قیامت، که همه انسان‏ها در آن روز نیازمندند، مى‏شود. در این باره خود پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمود: «من چهار گروه را در قیامت شفاعت مى‏کنم: آنان که ذریه مرا گرامى دارند، آنان که نیازهاى آنان را برطرف سازند، آنان‏که عهده‏دار امور آنان شوند و آنان که با قلب و زبان خود آنان را دوست داشته باشند.»

4. خشنودى امامان (علیهم‏السلام):
هر کارى که سبب رضایت خداوند و پیامبر شود سبب رضایت امامان (علیه‏السلام) و تمام جانشینان آنان نیز خواهد شد. همچنین به عکس، هر کارى امامان (علیه‏السلام) را شاد کند، خدا و رسولش را نیز شاد مى‏کند. همان طور که گذشت خدمت به مردم، سبب خشنودى خدا و رسولش مى‏باشد و در نتیجه سبب خوشحالى امامان نیز خواهد شد.

امام على (علیه‏السلام) مى‏فرماید: «مَنْ سَرَّ مومنا فَقَدْ سَرَّنى»؛ «هر کس مؤمنى را شاد کند مرا شاد کرده است.»

و شادى یکى از امامان سبب شادى همه آنان است؛ زیرا اینان یک نورند در بدن‏هاى متعدد. امام على (علیه‏السلام) در ادامه حدیث فرمود: «وَ مَنْ سَرَّنى فقد سَرَّ رسول الله (صلى الله علیه و آله) وَ مَن سَرَّ رسول اللّه فقد سرَّ اللّهَ»؛ «هر کس مرا شاد کند رسول خدا را شاد کرده است و هر کس پیامبر خدا را شاد کند خداوند متعال را خشنود کرده است.»

5. آمرزش گناهان
خدمه حکومت‏هاى جور شدن گناه است، زیرا به آنان کمک کردن، تقویت آنان بوده و نیز موجب تثبیت، دوام و بقاء حکومت آنان مى‏گردد. على بن یقطین از ارادتمندان و پیروان اهل‏بیت که به کارمندى بنى عباس در آمده بود، جهت جلب رضایت امام هشتم آمد و استغفار خود را اعلان کرد. حضرت به او اجازه داد تا در تشکیلات حکومت وقت بماند و دلیل آن را چنین فرمود: هرگاه مؤمنان نیاز و مشکلات داشته باشند به رفع نیازهاى آنان بپرداز چه آن که «کفّارة عمل السّلطان الاحسانُ اِلَى الاخَوانِ؛ «اى على بن یقطین! کفّاره کارمندى حکومت طاغوت، نیکى و خدمت کردن به برادران است.»

از باب «الحسنات یذهبن السیئات» خوبى‏ها و حسنات، گناهان را از بین مى‏برد. کمک و خدمت رسانى گناهان را از بین مى‏برد، حتى در قیامت عده‏اى به خاطر اصلاح و میانجیگرى بین انسان‏ها و فراهم کردن امر ازدواج و مشارکت در سایر کارهاى مفید مردم از آتش جهنم رها مى‏شوند. در این زمینه پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) فرمود: «اِنّ قوما یَخْرُجُونَ مِنَ النّارِ بِالشّفاعَةِ»؛ «چه بسا مردمى به خاطر شفاعت و میانجى‏گرى از آتش جهنم رها مى‏شوند.»

امام امیر المؤمنین (علیه‏السلام) مى‏فرماید: «مَنْ أحْسَنَ اِلى رَعِیَّتِهِ نَشَرَ اللّهُ عَلَیهِ جَناحَ رَحْمَتِهِ وَ اَدْخَلَهُ فى مَغْفِرتِهِ»؛ «هر کس به رعیت و زیر دستانش احسان و محبت بنماید، خداوند سبحان بال و پر رحمتش را بر وى بگستراند و او را مشمول آمرزش و غفران خود قرار مى‏دهد.»

6. آبادى آخرت
یکى دیگر از آثار و برکات خدمت به مردم، نجات در روز قیامت و آبادى منزل آخرت است. خدمت گزار در دنیا وقتى گرفتارى و نیاز مالى یک فقیر و یا گرفتارى را برطرف مى‏کند خداوند هم در روز قیامت دست او را گرفته، کمکش مى‏کند.

امام هفتم (علیه‏السلام) مى‏فرماید: «اِنَّ لِلّهِ عبادا فى الارضِ یَسْعَوْنَ فى حوائِجِ الناسِ هُمُ الآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ مَنْ اَدْخَلَ عَلَى مُؤمِنٍ سُرُورا فَرَّجَ اللّه قَلْبَهُ یَوْمَ القِیامَةِ»؛ «همانا خداوند در روى زمین بندگانى دارد که در رفع مشکلات مردم تلاش مى‏کنند و آنان در روز قیامت ایمنند و هر کس دل مؤمنى را شاد کند، خداوند او را در روز قیامت شاد مى‏کند.»

در روایتى نیز امام ششم (علیه‏السلام) افرادى را که در پرداخت حقوق فقرا کوتاهى مى‏کنند اهل جهنم دانسته و چنین فرمود: «وَ ما عَذَّبَ اللّهُ اُمَّةَ اِلاّ عِنْدَ اسْتِهانَتِهِمْ بِحُقُوقِ فُقراءِ اِخوانِهم». خطاب امام (علیه‏السلام) به یکى از یاران صدیقش به نام عبدالله بن جندب است. فرمود: اى فرزند جندب! خداوند متعال هیچ امتى را عذاب نکرده مگر این‏که در اداء حقوق مستمندان از برادران خویش سستى کرده باشند. پس از مفهوم روایت نتیجه مى‏گیریم، هر کس حقوق مستمندان را مراعات کرده و به آنان خدمت کند، روز قیامت عذاب نمى‏شود.

در حدیثى دیگر آمده است، هر کس مشکلى را از برادر دینى خود حل کرده و رفع نماید، خداوند متعال در مقابلش هفتاد مشکل او را در دنیا و آخرت رفع مى‏نماید. امام صادق (علیه‏السلام) فرمود: «اَیُّما مُؤمِنٍ نَفَّسَ عَنْ مؤمِنٍ کُرْبَه، نَفَّس اللهُ عَنْهُ سَبْعینَ... مِن کُرَبِ الدُّنیا وَ کُرَبِ یَوْمِ القِیامَه»؛ «هر انسان مؤمنى که مشکل برادر مؤمن خود را رفع کند، خداوند متعال هفتاد نوع از گرفتارى‏هاى وى را در دنیا و آخرت رفع مى‏کند.»

7. زیادى روزى
چند چیز سبب افزایش خیرات و ثواب مى‏شود، از آن جمله، برخى از کارها سبب افزایش روزى مى‏شود. از آن موارد یکى احسان و صدقه و خدمت به برادران مؤمن است. در این مورد روایات زیادى با عناوین مختلف وارد شده است. به عنوان نمونه از امام صادق (علیه‏السلام) در مورد یکى از یاران آن حضرت که اموال زیادى داشت پرسیده شد که چه شد ابودلف چهار هزار و یک آبادى در اختیار دارد؟ امام پاسخ داد: او یک شب مهمانى را با بسته‏اى از خرما که در آن چهار هزار و یک حبه خرما وجود داشت پذیرایى کرد و خدا به پاس آن پذیرایى خالصانه در برابر هر دانه خرما یک آبادى به او عنایت کرد!»

در این زمینه، یکى از مراجع بزرگ تقلید شیعه، حضرت آیت اللّه العظمى گلپایگانى فرمود: «یک وقت من خیلى گرفتار بودم و قرض‏هایم زیاد شده بود. براى مباحثه از صحن حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) مى‏گذشتم که کسى آمد و مبلغ 10 تومان به من داد. جمع شهریه آن وقت 30 تومان مى‏شد. من همین طور داشتم در ذهن این ده تومان را تقسیم مى‏کردم که یک بیچاره‏اى رسید و گفت: وضعم خراب است. با خود گفتم: این پول را نصف کنم. او مى‏گفت: خدا شاهد است دیشب بچه‏هایم گرسنه خوابیده‏اند. من گفتم: هر چه قدر گرفتارى کشیده باشم بچه‏هاى ما دیگر گرسنه نخوابیده‏اند. آن ده تومان را به آن بنده خدا دادم و بعد از آن گشایشى در کار من ایجاد شد و خداوند متعال توسعه عنایت فرمود.»

فرزندش از زبان این مرجع بزرگ در مورد دلسوزى ایشان به فقرا گفته است: «روزى متوجه شدیم کسى در مى‏زند. یکى از خادم‏ها در را بسته بود و باز نمى‏کرد، آقا خودشان بلند شدند و در را باز کردند. سپس آن خادم آمد و گفت: من به فلان دلیل در را بستم. آقا فرمود: تا زمانى که من زنده هستم حق ندارید در این خانه را به روى مردم ببندید.» یکى از فرزندانش نیز مى‏فرمود: «اواخر عمرش مسئولیت فقرا را به من واگذار کرده بود، مى‏فرمود: من راضى نیستم کسى دست خالى از این جا برود. هر کس مى‏آید، کم هم شده کمک کنید، اما دست خالى بر نگردانید و همیشه جریان حضرت یعقوب (علیه‏السلام) و ترک اُولى و دورى یوسف (علیه‏السلام) را یادآورى مى‏کرد.»

8. استجابت دع
یکى از برترین عبادت‏ها دعاست؛ بلکه دعا مغز عبادت هاست. دعا سپر و اسلحه مؤمنان بلکه اسلحه پیامبران است و هر کسى اهل دعا باشد به هلاکت نمى‏رسد؛ زیرا دعا دل‏ها را زنده و نورانى و به خداوند متعال متوجه مى‏سازد. وقتى که به انسان محتاج، خدمتى شود و خدمت شونده، خدمت رسان و احسان‏گر را دعا کند در حق او به اجابت مى‏رسد؛ ولو این‏که دعایش در حق خودش به اجابت نرسد. در حدیث معصوم (علیه‏السلام) آمده است: «اِذا اَعْطَیْتُمُوهُمْ فَلَقِنُّوهُمُ الدُّعاءَ فَاِنَّهُ یُسْتَجابُ الدُّعاءُ لَهُمْ فیکُم وَ لا یُسْتَجابُ لَهُم فى أنْفُسِهِم»؛ «وقتى که به دستگیرى نیازمندان موفق شدید، از آنان بخواهید تا درباره شما دعا کنند؛ زیرا دعاى آنان درباره شما به اجابت خواهد رسید، گر چه درباره خودشان مستجاب نشود.»

9. ورود به بهشت
خداوند بهشت را به صاحبان کارهاى مهم همانند: شهادت، جهاد، نماز، حج قبول شده و... وعده داده و یکى از آن‏ها خدمت و احسان به بندگان خداست. پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) مى‏فرماید: «مَنْ اَخْدَمَ اَخاهُ اَخْدَمَهُ اللّهُ مِنَ الْوِلْدانِ الْمُخَلَّدینَ وَ اَسْکَنَه مَعَ اَوْلیائِهِ الطّاهرینَ وَ مَنْ حَمَلَ اَخاهُ المؤمِنَ على راحِلَتِهِ حَمَلَهُ اللّهُ عَلى ناقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ»؛ «هر کس به برادر خود خدمت کند خداوند متعال در بهشت، غلامان را خدمت گزار او قرار مى‏دهد و او را با اولیاء و خوبان همنشین مى‏نماید و کسى که برادر دینى خود را با وسیله نقلیه جابه جا کند خداوند او را در بهشت بر اشتران بهشتى سوار مى‏کند.»


پى‏نوشت‏ها:
1. ماهنامه ثامن الائمه، نشریه داخلى، س 22.

2. وسائل الشیعه، ج 11، ص 581، ح 4.

3. صدوق، ثواب الاعمال، ص 148.

4. حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 2، ص 452.

5. صحیفه امام، ج 13، ص 448 - 449.

6. کلینى، کافى، ج 2، ص 195.

7. سفینة الانوار، ص 102.

8. مجلسى، بحارالانوار، ج 71، ص 413.

9. همان.

10. حقوق المؤمنین، ص 850.

11. هندى، کنز العمال، ج 14، ص 410.

12. غرر الحکم، ج 5، ص 355.

13. سوره توبه (9) آیه 111.

14. کلینى، اصول کافى، ج 3، ص 299.

15. شیخ عباس قمى، سفینه البحار، ج 1، ص 353.

16. حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 11، ص 587.

17. مشکاة الانوار، ص 102.

18. هفته‏نامه افق حوزه، سال دوم، پیش شماره سى و دوم.

19. کلینى، اصول کافى، ج 4، ص 17، ح 1.

20. مکاسب محرمه، ص 60.

/ 0 نظر / 7 بازدید